با اینکه کلام الله مجید لااکراه فی الدین را به طور صریح و آشکار بیان فرمود و دلیل روشن آن را تحقق یافتن روشنگرانه ی راه رشد از راه غی و نافرمانی یا بیراهه معرفی نموده که آزادی عمل باور واقعی داشتن را سرلوحه ی کار قرار داده نمی دانم با کدامین دلیل و برهان گرم نگهداشتن بازار ریا و ریاکاری را از ترس های توهمی دین مداران می توان از ترس مرگ بر سنت و آیین سنتی نیاکان ماندن را دین یا باور نامید؟! در حالی که آیات محکمات فراوانی با بیان واضح منع از پیروی نیاکان گمراه فرموده است. همچنانکه در سوره ی یس آیه ی 6و7 می فرماید: لِتُنذِرَ قُوماٌ ما اُنذِرَ آبآؤُهُم فَهُُم غافِلُون. لَقَد حقُّ القُولِ علی اَکثَرِهِم فَهُم لایُؤمِنُون» قرآن را برای انذار دادن کسانی قرار دادیم که پدرانشان چنین کاری را به موجب غفلت نکردند؛ حق واقعی قول بربیشترین آنان محقق گردید یعنی گمراهی و ضلالت پس آنان ایمان نمی آورند؛ غفلت پدران اغلب به دلیل باور غلطشان براستحکام دلایل عوامانه تقلید از پدران یا اطمینان داشتن بر ترس از ترک آیین ممکن است صورت گرفته باشد که در ادیان و اعتقادات موروثی کنونی هم بروز چنین غفلت های خطرناک منجر بر به زنجیر کشاندن نسل نو به طور آشکار مشهود و مبرهن است برای خود ایمنی دارندگان باورهای یقینی لازم است کنار گذاشتن شیوه ی آزموده شده ی قرون و اعصار که جز گمراهی ببار نیاورده به جای تعیین تکلیف بردیگران و مؤکد نمودن غافلانه با توسل بر اجبار و اکراه ایمان و اعتقاد بر کیاست و توانمندی تشخیص راستین نسل نو داشته باشند.
درباره این سایت